تبليغاتX
.

.

مي خواستم پيشوني شو ماچ كنم ولي هر كار مي كردم  اون كار خودشو مي كرد . اون لباشو مياورد جلو . بهش گفتم خنگه پيشو نيتو بيار جلو ولي گوش نمي كرد . ديگه آخراش به لبش هم راضي شده بودم ولي حتي اون رو هم نمياورد ديگه جلو . ديگه آخرش هم مجبور شدم همون جور كه دلش ميخواست ماچش كنم .

+نوشته شده در سه شنبه 1384/09/29ساعت14:23توسط Hossein | |

 مرده اي مرده - تو تابوت داراز داراز

خوابيده باشي . آخرين ميخ تابوت كوبيده شده . تق تق تق - ته گور - مشت مشت - بيل بيل خاك روي ات بريزند . بعد - شادي مبهمي توي دلت موج بزند كه به پايان رسيد تمام آن حقارت ها - حسرت كشيدن ها - لرزيدن ها - از ته دل از خود بريدن ها - پيمان بستن ها - شكستن ها - بد ست آوردن ها - از دست دادن ها ..... ولي اگر آن داس به دست خويش قد و بالا نبود ، چه عذاب مكرري ميشد زندگي  -

+نوشته شده در یکشنبه 1384/09/27ساعت9:57توسط Hossein | |

مياي بريم بهشت ؟؟

برو بابا ... من با تو جهنمم نميام !!

خوبه .. چون بدون من اصلا راتم نميدن

+نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/23ساعت16:44توسط Hossein | |