|
سروده هاي شادمهر در غربت با سلام به دوستان عزيز . ممنون كه به وبلاگ نه چندان باحالمون سري مي زنيد و باز تشكر به دوستان و عزيزاني ,كه هميشه نصبت به من لطف داشتن . اين پستم موبوط ميشه به شعري هميشه دوسش داشتم اونو هم شادمهر خونده . ميدونم كه شما هم خوشتون مياد . موفق باشد . *********** پي استمو ميگشتم ته يه فنجون خالي دنبال يه طرح تازه يه تبسم خيالي فنجوناي لب پريده قهوه هاي نيمه خورده من و عشقي كه واسه هميشه مرده دل به عشق تو سپرده بال تو , رنگ فريبا گريه هاي عاشقونه است بال من تنين آخرين ترانه است رنگ قهوه اي چشمات رنگ خوابه كه تا شهري بي نهايت منو برده اونجا كه آخره عشقه اونجا كه مرزه سرابه ***** پي استمو ميگشتم ته يه فنجون خالي دنبال يه طرح تازه يه تبسم خيالي فنجوناي لب پريده قهوه هاي نيمه خورده من و عشقي كه واسه هميشه مرده دل به عشق تو سپرده دل به عشق تو سپرده
خدايا تو حس غريب لحظه هام , تو صداي خفته گريهام , تو خلوت خيال , تو خنده هاي پر صدام , توي قلب بي انتهام تمام وجودم فقط اسم بزرگتو صدا مي كنه , قلبم مي لرزه , لبهام آروم آروم زمزمه مي كنه و چشام به ياد محبت مرواريد درخشانت مي گريه , درخت وجودم با خواستت ريشه زده و هر سال به لطفت جوونه مي زنه و با نگاهت گلهاي وجودمو شكوفا مي كنه دستت هميشه هدايتگرم , نگاهت هميشه همراهم , و يادت هميشه ملكه ذهنم , دستمو بگير , نگاهت رو برندار و افتخار به يادت بودن رو در من نگهدار
|
About![]()
Home
|