بنام او غریبه اومد از نگاه با من آشنا شد با تموم خستگی هاش با من هم صدا شد خونه دل از محبت پر از گرم و صفا شد به غرور گذشته رسیدم به هوای گذشته پریدم چی بگم ندونستم دلم رو به غریبه سپردم اون غریبه رو ساده شمردم گول چشم سیاهشو خوردم رفت از این شهر که دلم رو بهخون بکشونه جون من رو به لب برسونه جای دیگه آتیش یسوزونه ندونستم که غریبه هر چی باشه یه . یه غریبه بهاته
بنام او
غریبه اومد از نگاه با من آشنا شد
با تموم خستگی هاش با من هم صدا شد
خونه دل از محبت پر از گرم و صفا شد
به غرور گذشته رسیدم به هوای گذشته پریدم
چی بگم
ندونستم دلم رو به غریبه سپردم اون غریبه رو ساده شمردم
گول چشم سیاهشو خوردم
رفت از این شهر که دلم رو بهخون بکشونه جون من رو به لب برسونه
جای دیگه آتیش یسوزونه
ندونستم که غریبه هر چی باشه یه . یه غریبه بهاته
+نوشته شده در چهارشنبه 1383/12/19ساعت8:30توسط Hossein | |
تو عزيزمي روزهایم آفتابی است و اما عشق ... ساحل سرزمین عجایب مهتابی دیگر و من بی تو سیب و صدف ایرانیان سرافرازند پروازی بی انتها غربت عشق